پیشکشی است به سلطان هالیوود تام کروز افسانه ای و دوستداران او. |
مایکل جوزف جکسن در تاریخ ۲۹ آگوست ۱۹۵۸، در شهر گری, ایندیانا (شهرک صنعتی در نزدیکی شهر شیکاگو, ایلینویز) در خانوادهای از طبقهٔ کارگر متولد شد. پسر جوزف والتر «جو» و کاترین اسکروز استر, او هفتمین فرزند از ده فرزند است. خواهران و برادران او ربی, جکی, تیتو, جرمین, لاتویا, مارلون, رندی و جنت هستند. جوزف جکسن در استخدام معدن آهن بود و اغلب با برادرش لوتر در یک گروه موسیقی R&B به نام فالکونز اجرا میکرد. مادر مذهبی جکسن، فرزندش را با باورهای فرقهٔ یهوه (نام خدا در زبان عبری ـــ فرقهای مسیحی) تربیت کرد.
جکسن از اوایل دوران خردسالی مورد سوء استفادهٔ جسمی و روحی پدرش قرار داشت. او کار بی وقفه, شلاق و کلمات رکیک را تحمل میکرد. این سوء استفاده ها, زندگی او را در بزرگسالی تحت شعاع قرار داد. در نتیجهٔ یک جر و بحث ـــــ که بعدها مارلون جکسن به آن اشاره کردـــــ جوزف مایکل را از یک پا, سر و ته در هوا نگه داشت و «بارها و بارها با مشت به کمر و پشت او کوبید». جوزف اغلب مچ گیری میکرد یا فرزندان پسر را به دیوار فشار میداد. یک شب وقتی جکسن خواب بود, جوزف از بیرون خود را به پنجرهٔ اتاق خواب او رساند و در حالی که ماسک ترسناکی بر چهره داشت با جیغ و فریاد وارد اتاق شد. جوزف گفت که میخواسته به فرزندانش یاد بدهد که هنگام خواب پنجرهٔ اتاق خواب را باز نگذارند. اما تا سالها بعد از آن, کابوسهای دزدیده شدن از اتاق خواب جکسن را رها نکرد.
جکسن در مصاحبهای با اپرا وینفری در سال ۱۹۹۳، برای اولین بار آشکارا در بارهٔ سوء استفادههای دوران کودکی اش سخن گفت. او گفت که در کودکی اغلب از تنهایی میگریست و گاهی اوقات با دیدن پدرش بیمار میشد یا حالت تهوع به او دست میداد. در مصاحبهٔ بسیار معروف دیگری به نام زیستن با مایکل جکسن در سال ۲۰۰۳, او در حالی که در بارهٔ سوء استفادههای دوران کودکی اش صحبت میکرد چهرهٔ خود را با دستهایش پوشاند و گریست. او با یاد آوری جوزف که با کمربندی در دست روی صندلی مینشست و او و برادرانش را تمرین میداد گفث «اگه تو اونو درست انجام نمیدادی، اون اشکتو در میآورد، واقعا حالتو میگرفت.»
جکسن خیلی زود استعدادش را در موسیقی بروز داد، او در سن پنج سالگی در حضور همکلاسیها و حضار دیگر به مناسبت کریسمس اجرا میکرد. در سال ۱۹۶۴ جکسن و مارلون یکی پس از دیگری به عنوان نوازندگان پس زمینه، با نواختن کونگا و تمبورین، به گروه برادران جکسن ــــ گروهی که توسط جکی، تیتو و جرمین تشکیل شده بودــــ پیوستند. پس از آن جکسن شروع به خواندن در پس زمینه و رقصیدن کرد; در سن هشت سالگی، او و جرمین در جایگاه خوانندههای اصلی گروه قرار گرفتند و نام گروه به جکسن فایو تغییر کرد. گروه از ۱۹۶۶ تا ۱۹۶۸ در سطح وسیعی از منطقهٔ مید-وست (Midwest) به اجرای برنامه پرداخت. گروه مکررا در کلوبهای شبانهٔ سیاهپوستان و کلوپهای کوچکی که در کل «چلین سرکت» ((chitlin' circuit نامیده میشدند به اجرا پرداخت، جایی که برنامهٔ آنها اغلب مقدمهای برای شروع استریپ تیزها و نمایشهای مربوط به بزرگسالان بود. در سال ۱۹۶۶، آنها در یک مسابقهٔ استعدادهای مهم محلی، به رهبری مایکل با اجرای آهنگهای برتر موتاون و آهنگ «I Got You (I Feel Good» (تو رو بدست آوردم-حس خوبی دارم) جیمز براون، به مقام اول دست یافتند.
جکسن فایو در سال ۱۹۶۷ چندین آهنگ از جمله «Big Boy» (پسر گنده) را برای شرکت نشر استیل تاون ضبط کرد و در سال ۱۹۶۸ با موتاون رکوردز قرارداد بست. بعدها «مجلهٔ رولینگ استون» مایکل جوان را «یک نابغه» با «استعدادهای احاطه گر در موسیقی» توصیف نمود و اشاره کرد که بعد از اینکه مایکل با برادرانش شروع به خواندن و رقصیدن کرد «به سرعت به عنوان ستون اصلی گروه و خوانندهٔ رهبر ظاهر شد». با وجود اینکه مایکل «با صدای زیر یک کودک میخواند, اما مثل یک رقصندهٔ بزرگسال حرفهای میرقصید و سبک خواندنش انعکاسی از سبک آر- اند- بی(R&B)/ گوسپل هنرمندانی چون سم کوک، جیمز براون، ری چارلز و استیو واندر بود». گروه با چهار تک آهنگ اولش: «I Want You Back» (می خوام برگردی)، «The Love You Save» (عشقی که حفظ میکنی)، «ABC» و «I'll Be There»(آنجا خواهم بود), که در جدول ۱۰۰ آهنگ برتر شمارهٔ یک شدند, رکوردی برای خود ثبت کرد. در سالهای اول حضور جکسن فایو در موتاون، روابط عمومی این شرکت ادعا نمود که جکسن ۹ سالهاست ــــ دو سال کوچکتر از سن واقعی اش ـــــ تا در نظر مخاطب عام با مزه تر جلوه کند و مردم با او بهتر ارتباط برقرار کنند. جکسن از سال ۱۹۷۲ در کل چهار آلبوم استودیویی سولو (انفرادی) با موتاون منتشر کرد, که Got to Be There (باید برسم اونجا) و بن (Ben) در میان آنها هستند. این کارها به عنوان قسمتی از قرارداد جکسن فایو با موتاون منتشر شدند و تک آهنگهای موفقی از جمله Got to Be There و Ben و یک بازسازی از «Rockin' Robin» بابی دی (Bobby Day) تولید شد. فروش گروه از سال ۱۹۷۳ شروع به کاهش کرد, و اعضای گروه به خاطر پافشاری موتاون در خودداری از دادن حق کنترل خلاقانه یا دخالت در تولید آهنگها به گروه، ناراضی بودند. با وجود این گروه چند اثر جزء چهل آهنگ برتر، شامل «Dancing Machine» (ماشین رقص ـــ جزء پنج تک آهنگ برتر به سبک دیسکو) و «I Am Love» (من عشقم ـــ جزء بیست اثر برتر) را ثبت کرد. جکسن فایو در سال ۱۹۷۵ موتاون را ترک نمود.
جکسن فایو قرارداد جدیدی با CBS رکوردز در ماه جون ۱۹۷۵ امضا کرد و ابتدا به قسمت فیلادلفیا انترنشنال رکوردز و سپس به اپیک رکوردز پیوست. در نتیجهٔ یک مشکل قانونی گروه نام خود را به جکسنز (جکسنها) تغییر داد. بعد از تغییر نام, گروه به اجراهای بین المللی خود ادامه داد و از ۱۹۷۶ تا ۱۹۸۴ شش آلبوم دیگر منتشر کرد. از ۱۹۷۶ تا ۱۹۸۴ مایکل جکسن ترانه نویس اصلی گروه بود، او آهنگهای موفقی مثل «Shake Your Body (Down to the Ground))»بدنتو تکون بده (بریز پایین))، «This Place Hotel» (اینجا هتل) و «Can You Feel It» (می تونی حسش کنی؟) را نوشت.
در ۱۹۷۸ ,جکسن در نقش مترسک در فیلم موزیکال ویز (The Wiz) به ایفای نقش پرداخت. موسیقی این فیلم توسط کوینسی جونز تنظیم شده بود که در مدت ساخت این فیلم به جکسن پیوست و تهیه کنندگی آلبوم سولوی این خواننده Off the Wall (جدا از بقیه) را پذیرفت. در ۱۹۷۹، بینی جکسن در یکی از تمرینات پیچیدهٔ رقص شکست. عمل جراحی بینی که در نتیجهٔ این حادثه انجام شد موفقیت آمیز نبود و جکسن از مشکلات تنفسی که میتوانست فعالیت حرفهای او را تحت تاثیر قرار دهد رنج میبرد. او به دکتر استیو هوفلین معرفی شد که عمل راینوپلاستی (جراحی بینی) دوم و عملهای دیگررا در دنباله برای او انجام داد.
جونز و جکسن با همدیگر تهیه کنندگی آلبوم Off the Wall (جدا از بقیه) را بر عهده گرفتند. جکسن، راد تمپرتون از گروه هیت ویو, استیو واندر و پل مک کارتی نوشتن ترانههای این آلبوم را بر عهده داشتند. Off the Wall در سال ۱۹۷۹ منتشر شد و اولین آلبومی بود که چهار اثر جزء ده اثر برتر, شامل دو آهنگ در صدر جدول، به نامهای «Don't Stop 'Til You Get Enough)»تا به اندازهٔ کافی گیرت نیومده بس نکن) و «Rock with You» (رقص با تو) عرضه کرد. Off the Wall ردهٔ سوم را در جدول ۲۰۰ آلبوم برتر بدست آورد و تا به حال فروشی به اندازهٔ هفت میلیون سری در آمریکا و ۲۰ میلیون کپی در سراسر دنیا برای آن ثبت شدهاست. در ۱۹۸۰, جکسن به خاطر تلاشهای فردی اش در عرصهٔ موسیقی، برندهٔ سه جایزه در مراسم جوایز موسیقی آمریکا شد: آلبوم سول/ آر اند بی برگزیده، هنرمند برگزیدهٔ مرد و تک آهنگ برگزیده (برای «Don't Stop 'Til You Get Enough»). همان سال او برندهٔ جوایز هنرمند برتر سیاهپوستان و آلبوم برتر سیاهپوستان از مراسم جوایز موسیقی بیلبورد و یک جایزهٔ گرمی برای بهترین اجرای آوازی آر اند بی هنرمند مرد (برای «Don't Stop 'Til You Get Enough») شد. با وجود موفقیت تجاری آلبوم، جکسن احساس کرد که Off the Wall باید تاثر خیلی بزرگتری میداشت و مصمم شد که با انتشار آلبوم بعدی، به نقطهای فراتر از انتظارات دیگران دست یابد. در ۱۹۸۰ جکسن بالانرین سهم از فروش آثار را در صنعت موسیقی برای خود محفوظ کرد: ۳۷٪ از کل فروش آلبوم.
در ۱۹۸۲, جکسن آهنگ «Someone In the Dark» (کسی در تاریکی) را برای کتاب داستان فیلم «E.T. دوستی از سیارهٔ دیگر» تهیه نمود. این قطعه جایزهٔ گرمی بهترین آلبوم برای کودکان را برد. آن سال جکسن آلبوم دوم خود را با اپیک منتشر کرد، Thriller (دلهره آور). آلبوم هشتاد هفته پشت سر هم در میان ده اثر پر فروش جدول ۲۰۰ اثر برتر و ۳۷ هفته از این زمان در جایگاه نخست قرار داشت. نخستین آلبومی که هفت آهنگ در میان ده تک آهنگ اول جدول ۲۰۰ اثر برتر از جمله «Billie Jean» (بیلی جین)، «Beat It» (بزن به چاک), «Wanna Be Starting Something» (می خوای چیزی رو شروع کنی), ثبت کرد. برای Thriller هفده میلیون سری فروش توسط RIAA (سازمان تولیدکنندگان حرفهای آمریکا) در ایالات متحده ثبت شده, که باعث کسب جایگاه الماس دوگانه توسط آلبوم شد. این آلبوم با فروش جهانی که بین ۴۷ تا ۱۰۹ میلیون کپی تخمین زده میشود پرفروش ترین آلبوم جهان معرفی شدهاست.
جکسن مناسبات صنعت موسیقی را از نظر چهارجوب هنری، تجاری و در آمد زایی متحول نمود. وکیل او جان برانکا اشاره کرد که جکسن بالاترین حقوق محفوظ را در میان هنرمندان صنعت موسیقی دارا بود; تقریبا دو دلار برای هر آلبوم فروخته شده. او هچنین درآمدهای رکوردشکنی از فروش CDها و همچنین فیلم «ساختن ترلر مایکل جکسن» مستندی که توسط مایکل جکسن و جان لندیس تهیه شد __ بدست میآورد. این مستند از نظر مالی توسط MTV پشتیبانی شد و در عرض چند ماه ۳۵۰٫۰۰۰ کپی فروش کرد. این دوره شاهد ظهور محصولات جدیدی مانند عروسکهای مایکل جکسن که در ماه می۱۹۸۴ به قیمت دوازده دلار به بازار آمدند بود. Thriller جزئی از فرهنگ آمریکاست; زندگی نامه نویس جی. رندی تارابورلی توضیح میدهد که، «از برخی جهات، فروش ترلر مثل یک کالای لوکس ـــ مانند مجله، عروسک، بلیط یک فیلم پر طرفدارــــ نبود بلکه مانند یک کالای ضروری در هر خانهای پیدا میشد.»
گیل فریسن رئیس A&M رکوردز، گفت «تمام صنعت از این موفقیت سود برد». Thriller آلبومها را در جایگاه مهم تری قرار داد و تعداد زیاد تک آهنگهای برترش باعث تجدید نظر در تعداد تک آهنگهای عرضه شده از هر آلبوم شد. مجلهٔ تایم نوشت که «موج Thriller بهترین سالها را از زمان اوائل ۱۹۷۸ برای صنعت موسیقی به ارمغان آورد; زمانی که صنعت موسیقی درآمد کلی معادل چهار میلیارد دلار داشت». بطور کلی تایم تاثیر Thrillerرا همانند بازگشت اعتماد به نفس به روح صنعتی که توسط «ویرانههای جنبش پانک و سبک فرمالیتهٔ پاپ کامپیوتری» محدود شده بود توصیف کرد. انتشارات, تاثیر جکسن را از این جهت این گونه بیان میکند، «ستارهٔ آثار ضبط شده، رادیو، راک ویدئو. گروه نجات تک نفره برای صنعت موسیقی. آهنگسازی که بنیان موسیقی را برای یک دهه میگذارد. رقصندهای با گرانقدرترین پاها در مسیر. خوانندهای که فراتر از هر سلیقه، سبک و همچنین تعصب نژادی پیش میرود». نیویورک تایمز او را یک «پدیده در عرصهٔ موسیقی» خواند و گفت که «در دنیای موسیقی پاپ, مایکل جکسن یک طرف و بقیه در طرف دیگر هستند». طبق گفتهٔ واشنگتن پست, Thriller راه را برای افراد دیگری همچون پرنس باز کرد.
در ۲۵ مارس ۱۹۸۳، جکسن بطور زنده در برنامهٔ ویژهٔ تلویزیونی «موتاون ۲۵: دیروز، امروز، برای همیشه» با برادرانش اجرا نمود و بعد Billie Jean"" را به تنهایی اجرا کرد. او برای اولین بار امضای هنریش ـــ مون واک ـــ را به نمایش گذاشت. در بار اول پخش تلویزیونی این مراسم, ۴۷ میلیون بیننده شاهد اجرای او بودند، و اجرای او با حضور الویس پرسلی و بیتلز در برنامهٔ اد سالیوان مقایسه شد. نیویورک تایمز گفت, «مون واکی که او به شهرت رساند، استعارهای از سبک رقص اوست. او چطور این کار را انجام میدهد؟ بعنوان یک تکنسین او یک تردست بزرگ است، یک بیان بی کلام خالص. توانایی او در نگهداشتن یک پا بصورت صاف و ثابت، در حالی که او میلغزد، پای دیگرش کمانه میزند و به نظر میآید که دارد قدم میزند نیازمند یک زمانبندی بی نقص است».
در ۲۷ ژانویه ۱۹۸۴، جکسن دچار یک بد اقبالی شد. ضمن ساخت یک فیلم تبلیغاتی برای پپسی کولا در سالن نمایش بزرگ شراین در لوس آنجلس، موهای او بر اثر خطا در عملیات آتش بازی آتش گرفت و پوست سرش دچار سوختگی درجه سه شد. این حادثه در برابر چشمان سالن لبریز از جمعیت که برای بازسازی یک کنسرت آنجا گرد آمده بودند اتفاق افتاد. این واقعه سوژهای برای کنکاش وسیع توسط رسانه ها، با هدف بهره برداری از همدردی لبریز از احساس مردم با جکسن شد. شرکت پپسی خسارت این حادثه را خارج از دادگاه پرداخت و جکسن یک و نیم میلیون دلاری را که به او پرداخت شده بود به «مرکز سوختگی مایکل جکسن» اهدا کرد. این مرکز، طرح تکنولوژی جدیدی برای کمک به افرادی با سوختگیهای عمیق بود. اندکی پس از آن، سومین جراحی پلاستیک روی بینی جکسن انجام شد و او خود آگاهانه تر دربارهٔ ظاهرش رفتار کرد.
در ۱۴ مه ۱۹۸۴، جکسن به کاخ سفید دعوت شد تا جایزهای را از دستان رئیس جمهور وقت آمریکا رونالد ریگان دریافت کند. جایزه برای قدردانی از حمایتهای جکسن از حرکتهای خیریه بر علیه اعتیاد به الکل و مواد مخدر به او داده شد. جکسن در مراسم گرمی ۱۹۸۴، هشت جایزه برد. Thriller برخلاف آلبومهای قبلی با یک تور رسمی حمایت نشد، اما در ۱۹۸۴ تور Victory (پیروزی) جکسونز، اکثر آثار سولوی جدید جکسون را برای بیش از دو میلیون تماشاچی در آمریکا به نمایش گذاشت. او سهم پنج میلیونی خود را از این تور به خیریه بخشید.
جکسن تک آهنگ خیریهٔ «We Are the World» (ما دنیاییم) را با همکاری لاینول ریچی نوشت، این آهنگ برای جمع آوری کمک برای مبارزه با فقر در آفریقا و آمریکا در سراسر دنیا منتشر شد. او یکی از ۳۹ مشاهیری بود که در این اثر به اجرا پرداختند. این تک آهنگ یکی از پرفروش ترین تک آهنگهای تمام دورانها شد و با فروشی نزدیک به ۲۰ میلیون کپی، میلیونها دلار برای رهایی مردم از قحطی و گرسنگی مهیا نمود. این اولین باری بود که جکسن به عنوان یک خیر دیده میشد.
هنگامی که جکسن همراه با پل مک کارتی روی دو تک آهنگ برتر «The Girl Is Mine» (دختره مال منه) و «Say Say Say» (بگو بگو بگو) کار میکرد، روابط این دو دوستانه شد، و به دلایل مختلف یکدیگر را ملاقات میکردند. در یک گفتگو، مک کارتی از میلیونها دلاری که از کاتالوگهای موسیقی عایدش میشد حرف زد; او تقریبا سالی ۴۰ میلیون از آهنگهای هنرمندان دیگر درآمد داشت. بنابراین جکسن فعالیتهای تجاری خرید, فروش, و شراکت در حقوق آثار موسیقی را آغاز نمود. کمی بعد کاتالوگ نورثرن سانگز (Northern Songs) به فروش گذاشته شد، یک کاتالوگ موسیقی حاوی هزاران آهنگ، از جمله کاتالوگ گروه بیتلز و آهنگهایی از الویس پرسلی.
جکسن فورا به کاتالوگ علاقمند شد، اما به او گوش زد کردند که رقابت خیلی فشرده خواهد بود، او با هیجان دور و بر اتاق جست وخیز کرد، در حالی که میگفت، «برام مهم نیست. من اون آهنگها رو میخوام. اون آهنگا رو برام بخر برانکا (وکیلش)». برانکا با وکیل پل مک کارتی تماس گرفت، وکیل مک کارتی در پاسخ اعلام کرد که موکلش علاقهای به قیمت دادن ندارد چون «خیلی گران است». بعد از آنکه جکسن چانه زنیها را با طرفین شروع کرد, مک کارتی تغییر عقیده داد و سعی کرد که یوکو انو را با خود همراه کند، اما او نپذیرفت، بنابراین مک کارتی کنار کشید. سرانجام در چانه زنیها که ده ماه به طول انجامید جکسن بقیهٔ رقبا را از میدان به در کرد. وقتی مک کارتی فهمید گفت، «من فکر میکنم اینجور کارا زیر آبی رفتنه. اینکه دوست کسی باشی و بعد اون چیزی رو که روش ایستاده، از زیر پاش بکشی». بهدنبال این بیانیه زندگی نامه نویس جی. رندی. تارابورلی مشاهده کرد که مک کارتی خود میلیونها دلار درآمد از موسیقی هنرمندان دیگر بدست میآورد. از این جهت او سرمایهٔ بیشتری نسبت به جکسن داشت. او میتوانست قیمت آخر را بدهد و کار را تمام کند و دیگر بخاطر مالکیت جکسن بر کاتالوگ دچار فشار مالی نشود.
در ۱۹۸۶، رسانههای شایعه پرداز (تبلویدها)، داستانی منتشر کردند که ادعا میکرد جکسن برای حفظ جوانی در زیر چتر اکسیژن پر فشار میخوابد: تصویری از او، درحالی که زیر یک جعبهٔ شیشهای دراز کشیده بود همراه با خبر منتشر شد. با وجود اینکه این ادعا نادرست بود، جکسن خود به این داستان جعلی پر و بال داد. او در حال تبلیغات برای فیلم جدیدش «کاپیتان EO» بود و میخواست تصویری علمی تخیلی از خود ارائه دهد. او برای پیدا کردن ظاهری عضلانی، یک فرو رفتگی روی چانه اش قرار داد. سپس در فیلم سه بعدی فرانسیس فورد کاپولا، «کاپیتان EO» به ایفای نقش پرداخت. این فیلم گران ترین فیلم کوتاه در آن زمان بود، و بعدا جزئی از پارکهای تفریحی دیزنی شد. دیزنی لند فیلم را به مدت ۱۱ سال در قسمت سرزمین فردا نمایش داد، در حالی که والت دیزنی ورلد این اثر را در قسمت پارک تفریحی اپکات (Epcot) از ۱۹۸۶ تا ۱۹۹۴ به نمایش در آورد. جکسن یک شامپانزهٔ دست آموز بنام بابلز خرید و با او دوست شد. این رفتار جنبهای غیر متعارف از شخصیت او را نشان میداد. در سال ۲۰۰۳، خواننده ادعا کرد که بابلز از دستشویی او استفاده میکرد و اتاق خوابش را تمیز مینمود. بعدا گزارش شد که جکسن استخوانهای مرد فیل نما را خریداری کردهاست. این خبر کذب بود, اما داستانی بود که باز خود جکسن در اختیار رسانههای شایعه پرداز قرار داده بود. این داستانها الهام بخش ساخت لقب توهین آمیز «جکوی خل و چل» (Wacko Jacko) شد. این لقب در سال بعد به گوش جکسن رسید و در نهایت برای او بسیار بسیار ناخوشایند بود. او با فهمیدن اشتباهش از درز دادن داستانهای ساختگی به رسانهها دست برداشت. اما به خاطر سودی که به جیب رسانهها سرازیر میشد، آنها خودشان شروع به انتشار داستانهای ساختگی کردند.
پوست جکسن در تمام دوران کودکی و نوجوانی اش به رنگ قهوهای متوسطی بود, اما از اوایل دههٔ هشتاد، رنگ پوست او روشن تر شد. این تغییر بطور وسیعی تحت پوشش رسانهها قرار گرفت, از جمله شایعههایی که ادعا میکردند جکسن پوست خود را سفید میکند. در اواسط دههٔ هشتاد، تشخیص داده شد که جکسن مبتلا به ویتیلایگو و لوپوس است؛ جکسن مبتلا به لوپوس خفیف است، اما هر دوی این بیماریها او را حساس به نور خورشید میکنند. شیوهٔ درمانی که جکسن برای این بیماریها استفاده میکند باعث روشن تر شدن پوست او میشود، و با گریم پن کیکی که برای پوشاندن لکهها و یکدست کردن رنگ پوستش اجرا میشود، پوست او میتواند خیلی روشن به نظر برسد. شکل چهرهاش هم تغییر کرده است؛ چند جراح نظر دادهاند که او چند عمل جراحی بینی، جراحی پیشانی، نازک کردن لب و یک جراحی گونه را پشت سر گذاشتهاست. تغییرات چهرهٔ او تا قسمتی بخاطر کاهش وزن شدید بود. در اوایل دههٔ هشتاد بدن جکسن بخاطر تغییر در رژیم غذایی و تمایلش برای داشتن «بدن یک رقصنده» قلمی تر شد. شاهدان اظهار کردهاند که جکسن اغلب سرگیجه داشت و به نظرشان او در مورد چگونه به نظر رسیدن بدنش وسواس پیدا کرده بود؛ برخی افراد حرفهای در زمینهٔ علم پزشکی بطور علنی بیان کردهاند که طبق عقیدهٔ آنها خواننده سندروم دیسمورفی بدنی دارد، شرایط ذهنی که در آن بیمار نمیداند دیگران دربارهٔ او چه نظری دارند.
چرا که نه، فقط به مردم بگو که من یه فضایی از مریخ هستم. به اونا بگو که من مرغ زنده میخورم و نصفه شبا رقصای جادویی میکنم. اونا هر چی که تو بگی باور میکنن، چون تو یه گزارشگری. اما اگه من، مایکل جکسن، میخواستم بگم، «من یه فضایی از مریخم. مرغ زنده میخورم و نصفه شبا رقصای جادویی میکنم»، مردم میگفتن، «اوه، پسر، اون مایکل جکسن خله. عقلش پاره سنگ ور میداره. یه حرف لعنتی درست حسابی از دهنش بیرون نمییاد».
ــــ مایکل جکسن
صنعت در انتظار یک موفقیت برجستهٔ دیگر بود، بنابراین توقعات بسیار بالایی در مورد Bad (بد ــ۱۹۸۷)، اولین آلبوم جکسن بعد از پنج سال وجود داشت. Bad فروش کمتری نسبت به Thriller داشت، اما همچنان یک موفقیت تجاری قدرتمند بود. این آلبوم در ایالات متحده, هفت تک آهنگ برتر ارائه داد، که پنج تای آنها («I Just Can't Stop Loving You» (فقط نمیتونم دوست داشتنت رو مهار کنم), "Bad" (بد), «The Way You Make Feel» (حسی که تو به من میدی), «Man in the Mirror» (مردی در آینه), «Dirty Diana» (دایانای کثیف) در صدر جدول ۱۰۰اثر برتر قرار گرفتند, بیشتر از هر آلبوم دیگری. تا سال ۲۰۰۸, فروش این آلبوم به ۳۰ میلیون کپی در سراسر جهان رسید, که ۸ میلیون سری آن در ایالات متحده بود.
تور جهانی Bad در روز ۱۲ سپتامبر ۱۹۸۷ آغاز شد و در۱۴ ژانویهٔ ۱۹۸۹ به پایان رسید. تنها در ژاپن، بلیطهای ۱۴ کنسرت به طور کامل به فروش رفت و ۵۷۰٫۰۰۰ تماشاگر را جلب نمود، تقریبا سه برابر رکورد قبلی که تعداد برابر ۲۰۰٫۰۰۰ نفر در یک تور بود. هنگامی که تمام بلیطهای هفت کنسرت در استادیوم ومبلی با ۵۰۴٫۰۰۰ تماشاچی به فروش رفت و درآمدی معادل ۱۲۵ میلیون دلار عاید شد، جکسن رکورد جهانی گینس را شکست. در طول سفر، او کودکان بی بضاعت را رایگان برای دیدن کنسرت دعوت میکرد و کمکهایی به بیمارستان ها, یتیمخانهها و جاهای دیگر اهدا مینمود.
در ۱۹۸۸، او اولین زندگینامه به قلم خود، MoonWalk (قدمی در ماه) را نوشت، که تکمیلش چهار سال به طول انجامید. جکسن از دوران کودکیاش، تجربیاتش در جکسن فایو و سوء استفادهایی که در دوران کودکی از آن رنج برد، سخن گفت. او همچنین دربارهٔ جراحی پلاستیک صحبت کرد، و گفت که او دو جراحی روی بینی اش انجام داده و یک فرورفتگی هم روی چانه اش ایجاد کردهاست. در کتاب، او تغییر شکل چهره اش را بر اثر بلوغ, کاهش وزن، رژیم غذایی منحصر به سبزیجات, تغییر در مدل مو و نورپردازی صحنه دانست. Moon Walk در مکان اول لیست پرفروشهای نیویورک تایمز قرار گرفت. این موسیقیدان سپس فیلمی بنام Moonwalker (ماه پیما) منتشر کرد، که حاوی پشت صحنه، موزیک ویدئو و یک فیلم مستقل، که جکسن و جو پسی در آن ایفای نقش نمودند بود. Moonwalker از همان ابتدا در رتبهٔ اول جدول برترین موزیک ویدئو کاستها قرار گرفت، و برای ۲۲ هفته در آنجا ماند. سرانجام جای خود را به Michael Jackson: The Legend Continues (مایکل جکسن: افسانه ادامه دارد) داد.
در مارس ۱۹۸۸، جکسن زمینی در نزدیکی سانتا ینز, کالیفرنیا, خریداری کرد تا ملک نورلند (Neverland) خود را با هزینهای معادل ۱۷ میلیون دلار در آنجا بسازد. وسعت این ملک شخصی ۱۱ کیلومتر مربع (۲٫۷۰۰ اکر) است, جکسن نورلند را با چندین چرخ فلک, یک باغ وحش غیر متعارف, یک سالن سینما و چهل نگهبان تکمیل کرد. در سال ۲۰۰۳، این ملک را ۱۰۰ میلیون دلار ارزش گذاری کردند. در ۱۹۸۹، درآمد سالانهٔ او از فروش آلبوم ها، محصولات وابسته و کنسرتها تنها برای همان سال, ۱۲۵ میلیون، تخمین زده شد. کمی بعد، جکسن اولین غربی بود، که در یک تبلیغات تلویزیونی برای تلویزیون روسیه ظاهر شد.
موفقیت جکسن باعث شد که لقب سلطان پاپ «را دریافت کند، عنوانی که ایدهاش از الیزابت تیلر، بازیگر و دوست جکسن آمد، تیلر هنگامی که جایزهٔ «هنرمند» دهه را در ۱۹۸۹ به او تقدیم میکرد، جکسن را»سلطان حقیقی پاپ، راک و سول«خواند. برای قدردانی از اثراتی که جکسن بر دههٔ هشتاد گذاشت، رئیس جمهور جرج H. W. بوش (George H. W. Bush) جایزهٔ مخصوص »هنرمند دهه«ی کاخ سفید را به او تقدیم کرد؛ بوش جکسن را به خاطر«عظمت محبوبیتش» تحسین نمود. از ۱۹۸۵ تا ۱۹۹۰، جکسن ۵۰۰٫۰۰۰ دلار به بنیاد یونایتد نگرو کالج بخشید و تمام سود بدست آمده از تک آهنگ «Man in the Mirror» نیز وقف خیریه شد.
اجرای زندهٔ «You Were There» (تو اونجا بودی) توسط جکسن در شصتمین سال روز تولد سمی دیویس پسر (Sammy Davis Jr.) نامزد دریافت جایزه در مراسم جوایز تلویزیون آمریکا (امی) شد.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|